السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

122

جواهر البلاغة ( فارسى )

ستايش از خويش سروده ، دلالت بر دوام و استمرار مىكند . « تنطلق منها » : از آن « صّرّه » مىگذرد . « تمرق » : خارج مىشود . « مرق السهام » : چونان خارج شدن تيرها . « قسى » : جمع « قوس » است و به معنى كمانها . « معوزين » : بىچيزان ، فقراء . و اعلم انّ الجملة الإسميّة لا تفيد الثّبوت بأصل وضعها و لا الاستمرار بالقرائن ، الّا اذا كان خبرها مفردا نحو : الوطن عزيز أو كان خبرها جملة إسمية نحو : الوطن هو سعادتى امّا اذا كان خبرها فعلا فانّها تكون كالجملة الفعليّة فى افادة التّجدّد و الحدوث فى زمن مخصوص ، نحو : الوطن سعيد بأبنائه . و بدان‌كه جملهء اسميه وضعا مفيد ثبوت و دوام نيست . و به كمك قرينه‌ها هم استمرار را نمىفهماند مگر هنگامى كه خبرش مفرد باشد ، مثل : الوطن عزيز يا زمانى كه خبرش جملهء اسميّه باشد ، چون : الوطن هو سعادتى ( كه هو سعادتى جملهء اسميّه و خبر است ) . و امّا اگر خبر جملهء اسميّه ، فعل باشد . بىترديد آن جمله ، مثل جملهء فعليّه نوبه‌نو شدن و پديد آمدن در زمان خاص را مىفهماند . بسان : الوطن يسعد بابنائه ( وطن به كمك پسرانش خوشبخت مىگردد ) . در اينجا « يسعد بابنائه » خبر است . و نحو : تعيب الغانيات علىّ شيبى * و من لى ان امتّع بالمشيب زنان زيباچهره ، پيريم را بر من عيب مىگيرند . اكنون با چه كسى در پيرى كامجويى كنم ؟ در اين شعر ، متعلق « لى » خبر « من » قرار گرفته ولى چون جملهء فعليّه است دلالت بر حدوث در زمان آينده دارد . و كقول الآخر : نروح و نغدو لحاجاتنا * و حاجة من عاش لا تنقضى شاعر ديگرى گفته : عصرگاهان و صبحگاهان براى نيازهايمان مىرويم و نياز آن‌كه زيست مىكند پايان نمىپذيرد . در اين شعر ، « لا تنقضى » جملهء فعليّه و خبر « حاجة من عاش » است و دلالت بر حدوث و تجدد در زمان آينده دارد .